پدرم همیشه به من میگفت با این آدمهای بدذات دهاندریده بحث نکن. داستانی واقعی هم تعریف میکرد از یک زن بدکارهای که در کوچهای بوده است. یک انسان خیرخواهی آمده به او نصیحتی کرده است. آن فاحشه لجش میگیرد و شروع میکند بلند بلند داد زدن و فحش ناموس به او و مادر آن یارو دادن. آن بندهخدا هم از خجالت از محل میگریزد.
این فاحشهها آب از سرشان گذشته. دیگر در بند آبرو و اینها نیستند. اما شما که آبرویتان برایتان مهم است! با آنها وارد بحث نشوید. سونزو هم میگوید در حمله به دشمن، او را در زمین مرگ قرار ندهید. زمین مرگ جایی است که دشمن هیچ راه فراری نداشته باشد. در این صورت آب از سرش گذشته است. هرکاری میکند و به هرچیزی متوسل میشود تا پیروز شود.
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: اشکان کوشکی